قهرمان ميرزا عين السلطنه

760

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

ساعت كشيد تا به ده كلهك رسيديم . ده كوچكى است خيلى شبيه به تلفظ فرنگيها [ ست ] قلهك را . از ناهار خبر نداشتيم . فرستادم جوجه آوردند . ديشب يك مرغ را دو هزار دادند . اين‌جا جوجه را دوازده‌شاهى خريدم . درخت آلوقيسى زياد داشت . چهار ساعت و نيم آنجا توقف كرديم . سه ساعت و چهل دقيقه به غروب مانده سوار شديم . كمى رفته باز هم جلو رفتم . خانلر خان همراه بود . يك مرتبه دماوند آمده تعريف مىكرد . دو ساعت و نيم راه آمديم خشك و بىآب بود . از گردنهء كوچكى بالا رفته يك‌مرتبه شهر دماوند ، باغات و زراعت سبز و خرم مثل بهشت نمايان شد . سه گنبد امامزاده و يك منارهء مسجد جمعه پيدا بود . آنقدر اين دره سبز و خرم بود كه چه بنويسم . باد مىآمد . سرد بود . گل سرخ و گل مشكيجه تازه باز شده . عالمى داشت . گل سرخ اين‌جا طراوت و رنگ مخصوصى داشت . هرگز همچو رنگ و بو از گل سرخ طهران نديده بودم . درهء دماوند جنوب به شمال غربى است . منزل را بالاى ده احمدآباد گرفته بودند . سركشى به منزل كرده رضا بيك را جلو روانه كردم راهنمائى كند . خودم با سليمان ميرزا و خانلر خان سوار شده به شهر رفتيم . يك ربع مسافت بود . مختصر گردش كرديم . در قشنگ امامزاده امامزاده زيارت كرديم . در بسيار قشنگى از چوب جنگلى با منبت‌كارى اعلى داشت . تاريك بود ، اشعار در خوانده نشد . امامزاده گنبد مرتفع خوبى دارد . در توى گنبد كتيبه نوشته بودند . ارتفاع زياد داشت تاريك هم بود چشم كار نمىكرد . گنبد امامزاده از زمين ده ذرع ارتفاع دارد تا وسط از آجر [ ست ] و ترك ترك مثل برج طغرل شهر رى ، بعد صاف شده كاشىكارى كرده‌اند . در زيارت‌نامه اصل و نسبى نوشته نشده بود ، ليكن متولى مىگفت امامزاده عبد الله پسر حضرت موسى ابن جعفر ( ع ) [ است ] تكيه را زينت كرده بودند . يك نفر شيپورچى متصل مثل بوق درويشها شيپور مىزد . بچه‌ها وجدى داشتند و در ميان تكيه جمع بودند . امامزاده هفت تن يا هشتاد تن هم داشت پياده نشدم . گنبدش مثل ساير امامزاده‌هاى اين دهات سفيدكارى بود . سرازير شده كنار رودخانه به بازار رفتيم . خيلى تنگ و پست و بلند بود . طاقى نبود . از چوب و نى پوشانيده بودند . خيلى شبيه به بازار تجريش از آن كمى طولانىتر . دو سه دستمال از دكان بزازى سوقات خريدم . شهر دماوند شهر دماوند خوب جائى واقع شده و بايد سه چهار هزار خانه باشد . ليكن بواسطهء اعوجاج و تنگى كوچه‌ها و پستى عمارات و ابنيه مثل ده بزرگى است . پنج حمام و چهار مسجد و يك فوج دارد . برج خرابى در بغلهء شهر به فاصله هزار قدم بود . از هركه پرسيدم جواب درستى نداد . انشاء الله اگر مقدر شود « استاتيستيك » شهر دماوند را مراجعت خواهم نوشت . افسوس از اين‌جا و مكان كه هيچ در نظافت و قشنگى و آبادى آن نمىكوشند . غروب منزل وارد شدم گلين خانم آمده بود . از سبزه و